تكنيك هايي براي كاهش تنش در خانواده

نويسنده:عبدالرسول کريمي

 

 

سؤالات چندي در خصوص وجود تنش و ناسازگاري در خانواده و نيز راه هاي درمان آن به دفتر نشريه رسيده بود كه در مجموع، توصيه هايي در خصوص راه هاي كاهش تنش و ناسازگاري ميان زوجين ارائه مي شود:

توصيه هاي کار بردي به مردها در منزل:

 1-در مقابل همسر خويش، گرفتاري هاي روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگي را با اخم و چهره ي عبوس مطرح نكنيد، چون ريشه هاي نااميدي را در دل او پرورش مي دهيد.

2-هديه، مهر و محبت را زياد مي كند. به مناسبت هاي مختلف براي همسر خود هديه يي هر چند كوچك خريداري و با چهره يي گشاده شاد و خندان و با طيب خاطر به او تقديم كنيد.

3-چنانچه كمبودي در منزل مشاهده مي شود، با كمال محبت و خوش رويي تذكر دهيد.

4-در حضور همسر خود، به هيچ وجه از زنان ديگر تمجيد نكنيد و توانايي هاي آنها را به رخ وي نكشيد، چون باعث عقده ي حقارت در او مي شود.

5-به بستگان همسر خود، مانند: پدر و مادر و ساير اقوام وي احترام بگذاريد و براي دعوت آنان به خانه ي خود قبل از همسرتان اقدام كنيد.

6-هرگز از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگيري نكنيد و در معاشرت و ديد و بازديد با بستگان وي پيش قدم باشيد.

7-با بستگان خود نزد همسرتان در گوشي صحبت و نجوا نكنيد، چون بذر شك را در او پرورش مي دهيد.

8-هيچگاه همسر خود را به ويژه نزد بستگانش تحقير نكنيد، توهين و بي احترامي به همسر، از صفا و صميميت در زندگي زناشويي مي كاهد.

9-هيچگاه خود را برتر از همسر خود معرفي نكنيد. سعي كنيد «من» و «تو» در زندگي زناشويي نباشد. كلمه ي «ما» به زندگي گرمي و لذت مي بخشد.

10-وقتي كه همسر شما عصباني است (به ويژه در ايام عادت زنانه) او را با مهر و محبت آرام كنيد، چون او مهرباني را در شما جستجو مي كند.

11-براي رفتن به ميهماني و گردش، سعي كنيد همراه فرزندان و همسر خود باشيد و پيشنهاد همسر خود را در اين مورد به علت كار و خستگي رد نكنيد.

12-امتيازات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و... فاميل خود را در صورتي كه با همسر شما فاصله ي اجتماعي و طبقاتي دارند، مطرح نكنيد.

13-كارهاي همسر خود را هر چند كوچك، تحسين كنيد. تمجيد و ستايش زن به علت روح لطيف و مهرباني كه دارد، كليد كاميابي در زندگي زناشويي است.

14-در قبال همسر خود، در امور مختلف قدرت نمايي نكنيد.

15-زحمات و هزينه هايي را كه براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود صرف مي كنيد، هيچگاه بر زبان نياوريد.

16-همسر خود را بر خانه محصور و محدود نكنيد و او را از دستيابي به شادي ها محروم نكنيد.

17-شادي و خنده هاي خود را در محل كار خود جا نگذاريد و فراموش نكنيد كه همسر شما در خانه هم، نيازمند شادي و خنده هاي شماست.

18-كمك كردن در انجام كارهاي منزل را فراموش نكنيد و بدانيد همان مقدار كه شما در خارج از منزل خسته مي شويد، زن هم در منزل، از كارهاي خانه خسته مي شود و نيازمند مساعدت و قدرداني است.

توصيه هاي كاربردي به زنان در خانه:

 1-در كليه موارد معيشت اعم از تملك، درآمد و ... از كلمه «ما» استفاده كنيد نه «من» و «تو»، زيرا پس از عقد،‌ زندگي مشترك شروع شده و ديگر من و تو مطرح نيست.

2-در مقابل همسر خود هر چند كه حق با شما باشد، لجبازي و اصرار نكنيد.

3-همسر خود را بخصوص در مقابل بستگانش تحقير نكنيد و از تعريف و تمجيد بستگان خود در مقابل آنان پرهيز كنيد.

4-از مخالفت و مشاجره با همسر خود بپرهيزيد، زيرا محبت را از بين مي برد.

5-چنانچه كمك هايي از طرف بستگان شما به همسرتان شده، آنها را به رخ او نكشيد.

6-با دوستان و آشنايان همسرتان در معاشرت ها، بيش از حد معمول گرم نگيريد.

7-همسر خود را در معاشرت با اقوامش محدود نكنيد.

8-در رفت و آمد و معاشرت با بستگان شوهر خود،‌ پيش قدم باشيد.

9-به بستگان نزديك همسر خود (مادر شوهر، پدر شوهر، برادر و خواهر شوهر و ...) بيش از خويشاوندان ديگر احترام بگذاريد.

10-زحماتي را كه براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود متحمل شده ايد، به رخ او نكشيد.

11-چنانچه درآمدي داريد و براي زندگي هزينه مي كنيد، آن را بازگو نكنيد و در مصرف آن طبل جداگانه نزنيد.

12-از مردان ديگر نزد همسرتان تمجيد نكنيد، هيچ مردي را بر همسرتان ترجيح ندهيد و در گفتار اين موضوع را رعايت كنيد، زيرا هر فردي توانمندي هاي خاص خود را دارد.

13-براي انجام درخواست هاي خود، با همسرتان با خشونت و آمرانه برخورد نكنيد.

14-براي برآوردن نيازمندي هاي خود از نظر مادي و غير مادي، امكانات همسرتان را در نظر بگيريد و او را تحت فشار قرار ندهيد.

15-خود را براي همسرتان بياراييد و بهترين و تميزترين لباس خود را در مقابل او بپوشيد.

16-در مقابل همسر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشويد، از او در موقع ورود به خانه با لبخند و چهره يي شاد و خندان استقبال كنيد.

17-پس از مراجعت همسرتان به خانه،‌ كارهاي خود را حتي الامكان كنار بگذاريد، در كنار او بنشينيد و با سخنان خوشايند و به گرمي از او پذيرايي كنيد.

18-در مواقعي كه همسرتان از نظر روحي آماده نيست، درخواست هاي خود را مطرح نكنيد.

19-در موقع خروج از خانه، او را بدرقه كرده و با گرمي از او خداحافظي كنيد.

خلاصه كلام، براي داشتن يك زندگي گرم و آرامش بخش، بايد زن و مرد دنيا را از دريچه و ديدگاه يكديگر مشاهده كنند و بذر اميد و محبت را در دل هم بنشانند تا بتوانند خوشبختي را با تمام وجود احساس كنند.

منبع: نشريه 7 روز زندگي شماره 83

تكنيك هاى رفع خواب آلودگى

 

 

 

در حالى كه بيش از نيمى از جمعيت كره زمين از بى خوابى رنج مى برند و براى يك ساعت خواب آرام و دلنشين به هرگونه داروى خوراكى و غيرخوراكى و جوشانده و دم كرده متوسل مى شوند، آدم هايى نيز پيدا مى شوند كه به خاطر خواب آلودگى زندگى اجتماعى شان مختل شده و ناچار به ترك موقعيت شغلى هستند. خواب آلودگى در محيط كار بيشتر اوقات ثمره خستگى، بى خوابى هاى چندروزه و فعاليت كارى زياد و بدون وقفه است كه اغلب با استراحت كامل و خوابيدن در محيط آرام، تاريك و بى سروصدا رفع مى شود. تكنيك هاى تمدد اعصاب در اين ميان نقش فوق العاده اى دارند.

يكى از اين روش هاى آرام سازى بدن تحريك محل ورود سوزن در طب سوزنى از طريق اعمال فشار مستقيم است كه از خواب آلودگى جلوگيرى مى كند. از آنجا كه خواب آلودگى هوشيارى فرد را نيز مختل مى كند، اين روش تاثير بسزايى در حفظ هوشيارى فرد در زمان انجام كار خواهد داشت. در بدن مناطق حساسى وجود دارد كه تحريك آنها باعث ايجاد آرامش در بدن مى شود. ناحيه گيجگاه، بالاى دو ابرو، نقطه بالاى سر، پشت گردن، قسمت رويى مچ دست، ناحيه پشت قوزك پا، ناحيه بين انگشت شست پا و انگشت دوم، فاصله ميانى انگشت شست و اشاره دست، ناحيه پشت زانو و پاشنه پا از جمله نقاط تحريك و آرام سازى بدن هستند كه ماساژ دادن آنها باعث ريلكسيشن، رفع خستگى و كسالت شده و به بهبود خواب آلودگى كمك مى كند. اين روش علاوه بر اينكه باعث تمدد اعصاب در محيط كار مى شود روش بسيار خوبى است كه براى افزايش تمركز و هوشيارى در كلاس درس به دانش آموزان پيشنهاد مى شود.

 

منبع:sharghnewspaper.ir

 ۱۰ راه عالی برای کنترل خشم مدیریت عصبانیت

 

 

کنترل کردن خشم کار بسیار سختی است. وقتی کسی در خیابان جلو راهتان را می‌گیرد، خون جلو چشمانتان را می‌گیرد؟ وقتی فرزندتان حرفتان را گوش نمی‌کند، فشارخونتان حسابی بالا می‌رود؟ عصبانی شدن حالتی کاملاً طبیعی و سالم است – اما خیلی مهم است که به طریقی مثبت با آن برخورد کنید. عصبانیتی که کنترل نشود، می‌تواند هم برای سلامتی‌‌ و هم زندگیتان مضر باشد.

برای کنترل کردن عصبانیتتان آماده‌اید؟  با این 10 نکته شروع کنید.

1. قبل از اینکه چیزی بگویید فکر کنید.

در زمان عصبانیت خیلی راحت ممکن است چیزهایی را به زبان بیاورید که بعداً از گفتن آنها حسابی پشیمان شوید. چند دقیقه مکث کرده، چیزی به زبان نیاورید و فکرتان را جمع کنید و بگذارید طرف‌مقابلتان هم همین کار را بکند.

2. وقتی آرام‌تر شدید، عصبانیتتان را ابراز کنید.

وقتی توانستید روشن و واضح فکر کنید، ناراحتی‌تان را به طریقی قاطع اما نه هجومی ابراز کنید. نگرانی‌ها و نیازهایتان را به روشنی و وضوح کامل بدون اینکه موجب ناراحتی طرف‌مقابل شوید، برای او شرح دهید.

3. کمی ورزش کنید.

فعالیت جسمی به خالی کردن استرس‌هایی که موجب عصبانیت می‌شود کمک می‌کند. اگر احساس می‌کنید عصبانیتتان در حال افزایش است، برای پیاده‌روی بروید یا زمانی را برای انجام فعالیت فیزیکی موردعلاقه‌تان صرف کنید.

4. به خودتان استراحت دهید.

استراحت کردن فقط برای بچه‌ها نیست. در طول ساعت‌هایی از روز که فوق‌العاده برایتان استرس‌زا است به خودتان وقفه‌هایی برای استراحت دهید. چند دقیقه زمان آرام و بی‌سروصدا به شما کمک خواهد کرد احساس بهتری پیدا کرده و برای کنار آمدن با مشکلات پیش رو آماده‌تر شوید.

5. راهکارهای ممکن را بررسی کنید.

به جای اینکه روی چیزی که دیوانه‌تان کرده تمرکز کنید، سعی کنید مشکل را حل کنید. آیا اتاق نامرتب فرزندتان عصبانیتان کرده است؟ در آن را ببندید. آیا همسرتان هر شب برای شام دیر می‌آید؟ برنامه شامتان را دیرتر بگذارید. به خودتان یادآور شوید که عصبانیت نه‌تنها هیچ چیز را حل نمی‌کند، بلکه بدتر هم می‌کند.

6. از ضمیر "من" استفاده کنید.

برای جلوگیری از انتقاد کردن یا مقصر دانستن کسی، که فقط فشار بین شما را بیشتر خواهد کرد، برای توضیح مشکل جملاتتان را با ضمیر "من" شروع کنید. سعی کنید تا جایی که می‌توانید به طرف‌مقابل احترام بگذارید. مثلاً به جای "تو هیچوقت در کارهای خانه کمک نمی‌کنی" بگویید، "من ناراحت شدم که بدون اینکه به من برای جمع کردن میز شام کمک کنی گذاشتی رفتی."

7. کینه به دل نگیرید.

بخشش ابزاری بسیار قوی است. اگر اجازه دهید که عصبانیت و سایر احساسات منفی بر احساسات مثبت شما غلبه کنند، خواهید دید که با تلخی و ناعدالتی خودتان نابود شده‌اید. اما اگر بتوانید کسی که اذیتتان کرده است را ببخشید، هر دو شما می‌توانید از آن موقعیت درس بگیرید. منطقی نیست که از همه آدمها توقع داشته باشید در همه شرایط همانطوری رفتار کنند که شما دوست دارید.

8. برای خالی کردن فشار، شوخ‌طبعی کنید.

شوخی و خنده به مقابله با فشارعصبی کمک می‌کند. از شوخ‌طبعی برای مواجهه با چیزی که عصبانیتان کرده است و انتظارات و توقعات غیرواقع‌بینانه‌ای که داشته‌اید استفاده کنید. البته از طعنه و ریشخند دوری کنید زیرا ممکن است موجب جریحه‌دار شدن احساسات دیگران شده و همه چیز را بدتر کند.

9. مهارت‌های تمدداعصاب را تمرین کنید.

وقتی اعصابتان خرد شده و خشمتان قلیان می‌کند، از مهارت‌های تمدد اعصاب کمک بگیرید. تمرینات تنفس عمیق، تجسم یک تصویر آرامش‌بخش یا تکرار کلمه یا عبارتی که آرامتان می‌کند، بسیار به دردتان خواهد خورد. حتی می‌توانید موسیقی آرامش‌بخش گوش دهید، در دفترچه خاطراتتان بنویسید یا چند حرکت یوگا را تمرین کنید.

10. بدانید چه زمان نیاز به کمک دارید.

یادگرفتن کنترل عصبانیت برای همه آدمها سخت است. اگر به نظرتان عصبانیت شما شدیداً خارج از کنترل است و باعث می‌شود دست به کارهایی بزنید که بعداً پشیمان شوید یا به اطرافیانتان آسیب برسانید، حتماً از متخصص کمک بگیرید.

می‌نویسیم تعارف،می‌خوانیم دورویی

 

 

                                                                 

ما در خیلی از مواقع نمی‌دانیم تعارفی که به ما شده جدی است و یا فقط یک تعارف است؟!!!! و آیا کسی که تعارف کرده در نهایت رضایت بوده و یا قلبا راضی به انجام آن نیست.

تعارف-دورویی

ایرانی‌ها از دیرباز به مهمان نوازی و داشتن مهر و عطوفت زبانزد بوده‌اند و بسیاری از فرهنگ‌ها و آداب و رسوم ایرانی‌ها مایه افتخار و سربلندی و نشان دهنده یک تمدن غنی در گذشته‌های دور است. اما در  میان تمامی ویژگی‌های مثبت فرهنگی، تعارفات نابجا و خارج از حوزه اختیارات و اعمال افراد تبدیل به یک فرهنگ دست و پاگیر و مزاحم شده است. البته برخی با دیده مثبت به این قضیه نگاه می‌کنند و این تعارفات را نوعی اظهار لطف و محبت به مخاطب تلقی می‌کنند غافل از اینکه این نوع تعارفات می‌تواند گاه اثرات زیانباری بر فرد یا جامعه بگذارد. ما خود را با تعارف کردن به دردسر می‌اندازیم و گمان می‌کنیم این نوع تعارفات نوعی ابراز محبت و علاقه به طرف مقابل است.

یکی از آفات تعارف رنگ باختن صراحت و شفافیت در کلام است. زیرا ما در خیلی از مواقع نمی‌دانیم تعارفی که به ما شده جدی است و یا فقط یک تعارف است؟!!!! و آیا کسی که تعارف کرده در نهایت رضایت بوده و یا قلبا راضی به انجام آن نیست. متاسفانه گاهی اوقات ما ایرانی‌ها ترجیح می‌دهیم رابطه خود را با دیگران حفظ کنیم حتی اگر ضرر و زیانی در این روابط متوجه ما و یا فرد مقابلمان باشد.

تعارف دارای معانی مختلفی است اما آنچه که در این مقاله مورد نظر ماست آن دسته از تعارفاتی است که گوینده آن قصد عملی کردن آن را ندارد و به عبارتی دیگر قلب و زبانش در تعارف ذکر شده یکی نیست.

همه ما هر روز جملاتی از قبیل: خواهش می‌کنم، قابل شما را ندارد، بفرمایید، زحمتی نیست، مزاحم نیستم؟ ما مخلص شما هستیم، چاکریم، فدات بشم، قربان شما و... را می شنویم و یا خود بر زبان می‌آوریم بدون آنکه از این عبارات معانی اصلی آنها را قصد کرده باشیم و یا به عبارتی دل و زبانمان هنگام گفتن این عبارات یکی نیست. در فرهنگ ما اینگونه جا افتاده است که تعارفات را نوعی مردم داری به حساب می آوریم.

تعارف در واقع یک نوع دروغ و یا نفاق محسوب می‌شود. وقتی عبارتی را بر زبان می‌آوریم که در دل قصد انجام آن را نداریم هم دروغ است و هم نوعی نفاق زیرا دل و زبان ما با هم یکی نیست. در واقع ما با این تعارفات قصد داریم کاملا اجتماعی برخورد کنیم و به نوعی احترام دیگران را به سوی خود جلب کنیم

تعارف در واقع یک نوع دروغ و یا نفاق محسوب می‌شود. وقتی عبارتی را بر زبان می‌آوریم که در دل قصد انجام آن را نداریم هم دروغ است و هم نوعی نفاق زیرا دل و زبان ما با هم یکی نیست. در واقع ما با این تعارفات قصد داریم کاملا اجتماعی برخورد کنیم و به نوعی احترام دیگران را به سوی خود جلب کنیم.

بدتر از این، تعارفات برخی فروشندگان است. هنگامی که برای خرید جنس به یک مغازه می‌رویم و بعد از اینکه جنس مورد نظر را انتخاب می‌کنیم و قیمت را می‌پرسیم، فروشنده می‌گوید قابل شما را ندارد. باید از این فرد پرسید واقعا اگر این جنس را بدون پرداخت مبلغ آن با خود بردارم و ببرم چه عکس العملی نشان می‌دهد!!!

تعارف-دورویی

انسان در برابر گفته‌هایش مسئول است و به هر آنچه که وعده می‌دهد یا بیان می‌کند باید عمل کند. تعارفاتی که قصد انجام آن را نداریم و یا به خاطر رودربایستی با دوستان و آشنایان رد و بدل می‌کنیم ما را از زندگی واقع گرایانه و منطقی خود دور می‌کند و این نفاق و دورویی تبدیل به یک فرهنگ شده و خیلی زود به عنوان یک فرهنگ در جامعه ریشه دوانده و به مرور این ریشه عمیق‌تر می‌شود.

همچنین تعارفات در شکل گیری شخصیت اجتماعی ما نیز بسیار تاثیر گذار است. دست برنداشتن از تعارفات و جاری کردن حرفهایی بر خلاف میل قلبی، در سایر مناسبات اجتماعی نیز تاثیر خواهد گذاشت. وقتی ما با خودمان و دیگران روراست نیستیم و به راحتی می‌توانیم حرفی برخلاف میل قلبی خود بر زبان جاری کنیم، به مرور می‌توانیم دروغ هم بگوییم، در رفتارهای خود ریا کنیم و یا خدای نکرده منافقانه با همنوعان خود برخورد کنیم.

اگر همه ما سعی کنیم در روابط خود با دیگران روراست باشیم و تعارفات را کنار بگذاریم به مرور فرهنگ راستی و درستی در جامعه نهادینه می‌شود. شاید در ابتدا کسی که بدون تعارف حرفش را می‌زند و یا خواسته‌اش را مطرح می‌کند به نظر انسان بی ادب و خلاف آداب اجتماعی به نظر بیاید اما اگر به عمق قضیه نگاه کنیم این فرد رفتاری کاملا صحیح و مطابق با فطرت و غریزه انسانی خود انجام داده است و چه بسا که این افراد نیز انسان‌های قابل اعتمادتری نسبت به بقیه باشند زیرا نه تنها حرف خود را به راحتی بیان می‌کنند بلکه آنچه که بر زبان آنها جاری می‌‌شود خواسته قلبیشان نیز هست و در این حالت دیگران متوجه می‌شوند که در برابر چنین فردی باید چگونه باشند. علاوه بر این دیگران نیز وقتی اثرات و نتایج روراستی و بی تعارفی بودن را ببینند این عمل در آنان نیز به مرور تبدیل به ملکه شود و دیگر دست از تعارفات بیهوده و گاه زیانبار بردارند.

انسان در برابر گفته‌هایش مسئول است و به هر آنچه که وعده می‌دهد یا بیان می‌کند باید عمل کند. تعارفاتی که قصد انجام آن را نداریم و یا به خاطر رودربایستی با دوستان و آشنایان رد و بدل می‌کنیم ما را از زندگی واقع گرایانه و منطقی خود دور می‌کند و این نفاق و دورویی تبدیل به یک فرهنگ شده و خیلی زود به عنوان یک فرهنگ در جامعه ریشه دوانده و به مرور این ریشه عمیق‌تر می‌شود

به نظر شما اگر کسی به شما در موردی که قصد انجامش را ندارد تعارف نکند بهتر است یا اینکه تعارف کند و با چاپلوسی به نوعی شما را فریب دهد؟ اغلب آدمها از اینکه به آنها در مکانها یا زمانهای مختلف تعارف نشود ناراحت و دل آزرده می‌شوند در حالی که اگر به عمق مطلب پی ببرند و بدانند که این تعارفات نوعی فریب دادن و خلاف خواسته قلبی شخص است کمی به خود می‌آیند و به فکر فرو می‌روند.

تعارف-دورویی

گرچه فرهنگ ایرانی رک بودن و صراحت تمام را نمی پسندد و به ذائقه وی خوش نمی‌آید اما بسیاری از تعارفات را که خلاف ادب و احترام نیست، می توان ترک کرد. بیایید از امروز با خود تمرین کنیم تا از تعارفات بیجا در تعاملات اجتماعی خود پرهیز کنیم و با این روش به دیگران نیز بیاموزیم که بی تعارف بودن نه تنها بد نیست بلکه بسیار خوشایند و دلچسب است. اگر ما آنقدر خودمان را باور داشته باشیم و تلاش کنیم آنگونه که خدا راضی است حرکت و تلاش کنیم دیگر نیازی به تبادل تعارفات بیهوده و بیجا که گاه دست و پاگیر و مایه دردسر است نداریم. هرقدر شخصیت اجتماعی افراد قوی‌تر باشد و قدرت «نه» گفتن در آنها تقویت شده باشد تعارفات کمرنگ‌تر می‌شود و به جای آن مناسبات و روابط سالم میان افراد جامعه برقرار خواهد شد.

عصباني نشويم يا عصبانيت خود را کنترل کنيم؟

 

 

                                                           

عصبانيت و بحث

معياری که برمبنی آن متوجه شويم که ما اکنون عصبانی شده‌ايم و لذا بايد فورا بحث و گفتگو را خاتمه بدهيم چِست؟

نه تنها اين است که بايد دقت کنيم آيا عصبانی هستيم يا نه بلکه شايد مهمتر اين است که خيلی به عصبانيت خود کاری نداشته باشيم بلکه به عصبانی شدن طرف مقابل خود دقت کنيم. اگر او را عصبانی ديديم فورا بحث و گفتگو را خاتمه دهيم. زيرا بسياری مواقع در حالی که خودمان عصبانی هستيم (هرچند که خيلی مواقع علت اين عصبانيت رفتار طرف است) تصور ميکنيم که ما عصبانی نيستم و بلکه آن طرف عصبانی است در حاليکه اينطور نيست. ولی بهرحال حتی اگر واقعا ما عصبانی نباشيم بلکه آن طرف عصبانی باشد هرگونه بحث و گفتگو بی‌فايده است زيرا تمامی آن صحبتها در محدوده تفکرات القائات افکار منفی است و نه در محدوده افکار منطقی و استدلالی و ما هم ميدانيم افکار منفی دشمن واقعی ما انسانها هستند پس بايد فورا بطور موثری رفتار و صحبتهای خود را قطع کنيم! و اين دو انسان در آن مقطع زمانی به برده دشمنان خود تبديل شده اند و بايد فورا از بردگی خود را آزاد کنند.

عصباني نشويم يا عصبانيت خود را کنترل کنيم؟ کداميک؟

ظاهراً چندان با هم فرق ندارند، يعني تقريباً هر دو، يک کار هستند و فقط از نظر کلامي فرق دارند. ولي شايد اينطور نباشد يعني تفاوت بسيار مهمي داشته باشند.

شايد فکر کنيم مورد اول همان مورد دوم باشد (ولي مورد دوم همان مورد اول نباشد)! يعني کسيکه..

کسيکه عصباني نميشود در حقيقت عصبانيت خود را کنترل ميکند ولي عصباني شده است! و عصبانيت خود را بهرصورت کنترل ميکند. ولي چنين چيزي براي بشريت ممکن نيست که عصباني نشود مگر آنکه 1)اصلاً موضوع مورد بحث يا مورد عصبانيت را اصلاً نفهميده است يا 2) به علت ضعف قواي جسماني يا قواي اجتماعي، قدرت عصبانيت را ندارد و لذا بجاي عصباني شدن افسرده و غم‌زده ميشود ولي نکته مهم اين است که «هيچ بشري قدرت اين را ندارد که اگر در شرايطي قرار گيرد که موضوع مورد عصبانيت را بفهمد و قدرت عصبانيت را پيدا کند، عصباني نشود»

ولي آيا واقعاً بشريت اينقدر ضعيف است که -در شرايط فوق- نتواند عصباني نشود يعني حتماً عصباني ميشود؟؟

اگر انساني پيدا شد که چنين قدرتي داشته باشد که -در شرايط فوق- بتواند عصباني نشود يعني واقعاً اصلاً عصباني نشود، چطور؟

چنين انساني قطعاً پرواز خود را بسوي ابديت و بينهايت شروع (آري فقط شروع و نه چيز بيشتري!!!) کرده است. چرا ما پيرو چنين انسانهائي نباشيم. چرا خود را وارد دنياي شاد و لذت‌بخش و قدرتمند آنان نکنيم؟؟

واقعاً راهي هست که ما انسانها بتوانيم واقعاً در عين داشتن قدرت و در عين فهم موضوع مورد عصباني واقعاً (فکراً) عصباني نشويم نه آنکه عصباني بشويم ولي عصبانيت خود را کنترل کنيم! اولين همين بود که گفته شد يعني:

«عصباني نشدن با عصبانيت را کنترل کردن بسيار تفاوت ميکند هرچند هر 2 در يک جهت هستند. اما عصباني نشدن کار ارزشمندي است که چنين فردي توانسته است فکر خود را تحت کنترل خود در آورد!»

اجازه ندهد هر فکري وارد افکار او شده و افکار او را کنترل کنند. اما فردي که فقط عصبانيت خود را کنترل ميکند متاسفانه چون ياد نگرفته است چگونه مانع ورود افکار منفي به افکار خود شود افکار منفي بصورت عصبانيت وارد افکار او شده اند و افکار او را تحت کنترل گرفته‌اند ولي به دو علت (1-اجبار اخلاق به عدم ظهور عصبانیت 2-ناتوانی اجتماعی در ظهور عصبانیت - مثلأ در برابر رئیس یا خریدار که فروشنده به دریافت پول از او نیازمند است-) عصبانيت خود را به ظهور نمیرساند! هرچند که واقعاً عصباني شده است! و افکار منفي ذهن او را اشغال کرده‌اند! به عبارت ديگر ما انسانها – خصوصاً شهرنشينان و خصوصاً تحصيلکرده‌ها- بايد ياد بگيريم چگونه در شرايط مولد خشم خشمگين نشويم و نه فقط خشم خود را کنترل کنيم! بدانيم کنترل خشم چندان مساًله مهمي نيست. فرديکه فقط خشم خودرا کنترل کرده است ذهن خود را نتوانسته حفظ کند و ذهن او در اشغال افکار منفي قرار گرفته است. به همين دليل بعد از اين مواقع فرد احساس خستگي واضح ميکند و تا مدتي (که کار مهمي دیگري وارد ذهن او نشده است) همچنان به اين موضوع – با عصبانيت- فکر ميکند و هميشه به شدت تمايل دارد در مورد اين موضوع با انسانهاي ديگر خصوصاً آنهائي که از دوستان و آشنايان او هستند صحبت کند و به اصطلاح درددل کند، ولي چرا ما انسانها اجازه ميدهيم درد وارد دل ما شود که بعد مجبور شويم از انسان ديگري کمک بگيريم و او را به زحمت اندازيم و وقت او را بگيريم تا با درددل کردن از شر دردي که وارد دل ما شده است خلاص شويم؟؟

يک نکته مهم در اين شرايط (که سوءتفاهم بين دو انسان سبب ميشود که اين امکان به افکار منفي داده شود که وارد افکار انسانها شوند و (افکار) آن دو انسان را تحت کنترل در آورند،) اين است که ما هميشه به اين موضوع فکر کنيم هدف فرعي ما بايد اين باشد که موضوع را به آن انسان ديگر بفهمانيم و هدف اصلي ما اين باشد که مطلقاً عصياني نشويم زيرا عصباني شدن يعني وقوع فعلي بر ما (مثلاً در اين شرايط وقوع عصبانيت) مثلاً سرد شدن، خسته شدن، گرم شدن، بيچاره شدن، آيا هيچ انساني از اينکه مثلاً سرد شده، خسته شده، گرم شده، بيچاره شده افتخار ميکند؟! يا اينکه اين موضوع را نقطه ضعف خود ميداند؟ آيا ما انسانها نبايد براي رفع ضعفهاي خود اقدام عاجل کنيم؟

يک علامت شروع عصبانيت ما افزايش شدت صداي ما است! و بايد حواسمان به اين موضوع باشد که اگر شدت صداي ما بالا رفت بدانيم ورود افکار منفي آغاز شده است زنگ خطر است يعني نيروهاي دشمن، چتربازها و کماندوهاي دشمن وارد قلعة ما شده‌اند. بايد وضع فوق‌العاده در قلعة خود را از وضعيت زرد (که از لحظه سوءتفاهم بين ما و انسان ديگر شروع شده بود) به وضعيت قرمز تبديل کنيم و فورا نيروهاي ويژه و کماندوهاي خود را به اين محل که محل نفوذ نيروهاي دشمن بوده بفرستيم و آنها را دستگير کنيم يعني اين نيروها که کماندوهاي قوي و نيرومند ما انسانها هستند:

1-صداي خود را آهسته کنيم 

2-سعي کنيم لبخند بزنيم (بايد لبخند ما واقعي باشد وگرنه قبول نيست)

3-به آن انسان اين گونه خطاب کنيم: {دوست عزيز! خانم يا آقاي محترم!} مخصوصاً کلمه «دوست عزيز» به شدت موثر است و به شدت نيروهاي دشمن تفرقه‌افکن را تضعيف ميکند.

 

 

منبع:www.thought-way.com