کتک خوردن از خیالات !

 

نويسنده : استاد اصغر طاهرزاده

مبنا يا موضوع دومي که بايد مورد توجه قرار گيرد که به يک اعتبار ادامه همان نکته اول است ، موضوع شدت تاثير من روي تن است . اين قدر گاهي من انسان روي تن آدم تاثير مي گذارد که با ساختن خيالات و رشد آنها موجب مي شود که هر چه تصور مي کند بر روي بدنش محقق شود . اين در حالي است که انسان در تعادل نباشد و عقل او روي خيالاتش کنترل نداشته باشد .

نقش خيال بر روي تن بسيار عجيب است . مثلاً اگر طرف در خانه تنها نشسته است ، يک مرتبه فکر کند که نکند يک دزد از ديوار بالا بيايد . در اين حال اگر عقل و ايمان او به کمک آيند که مگر خدا تو را تنها مي گذارد ، خدا خودش کمک مي کند ؛ همين توکل انسان به خدا نمي گذارد آن خيال رشد کند . اما اگر عقل و ايمان در صحنه ي نبود و آن خيال همچنان رشد کرد و باز قدرت گرفت و رشد کرد ، يک مرتبه طرف آن دزد را بالاي ديوار مي يابد . اگر باز خيال کرد که حالا مي آيد و يک کتک محکم به من مي زند ، مي يابد که آن دزد آمد و شروع کرد او را زدن ، و اگر خيال کرد طوري او را زد که تمام بدنش سياه شد ، مي يابد که بدنش سياه شد . بعد که آن خيالات رفت و آشنايان آمدند مي بينند که واقعاً بدن او سياه شده و مي پذيرند که دزدي آمده و او را کتک زده و بدن او را سياه کرده است . در حالي که او از خيالات خودش کتک خورده ، آن خيالات آنقدر قوي بود که روي بدن او تاثير گذارد . بنده خودم موردي را مي شناختم که مي گفت : جنيان آمدند و محکم با دست روي صورتم زدند ، و فردا صبح جاي پنج انگشت روي صورتش کبود بود . اين همان کتک خوردن از خيالات نفس خود است . عموم مردم اين قدرها خيالاتشان را رشد نمي دهند ، چون با توکل و ايمان و عقل آن را کنترل مي کنند ، ولي انسان هاي معمولي از خيالاتشان تاثير مي گيرند و اگر در يک تنهايي قرار گرفتند که کاملاً خيالاتشان امکان رشد کردن پيدا کرد تاثير شديدي از آن مي گيرند .

قديمي ها مي گفتند زن هايي را که تازه زايمان کرده اند تنها نگذاريد ، جنيان مي آيند او را اذيت ميکنند . اين حرف از جهتي درست است و از جهتي غلط ، چون از جهتي واقعاً اين خانم در آن حالت ضعف بدني پيش آمده و تنهايي ، خيالاتش را نمي توانست کنترل کند ، و لذا صورتي را در بيرون براي خود مي ساخت و از آن تاثير مي پذيرفت ، و از جهت ديگر چون واقعاً چيزي در بيرون نبود ، او در خيالات خود آن را مي ساخت . آدمي که ضعيف شود نيروي کنترل خيالش تحليل مي رود ، از اين رو خيالش تحرک بيشتري پيدا مي کند . نمونه ي ساده اين حالت را وقتي در روز به شدت خسته شده ايد و سب مي خواهيد بخوابيد تجربه کرده ايد . هر چه مي خواهيد بخوابيد ، خيالاتتان نمي گذارد ، چون بدن ضعيف است تاثير خيالات بيشتر است . خيالاتتان در شرايط خستگي بدن قوي تر از شرايط عادي تاثير مي گذارند . اما اگر بدنتان در شرايط عادي باشد ، خيالات که مي آيند قدرت کمتري در تاثيرگذاري دارند . از قديمي ها شنيده ايد که مي گفتند در حمام ها اگر صبح زود مي رفتيم جنيان را مي ديديم . چون اولاً : وقتي تنها در حمام بودند جنيان را مي ديدند زيرا تنهايي ؛ خيال پرور است . ثانياً : در آن فضا به جهت بخار زياد ، اکسيژن به اندازه ي کافي موجود نبود و لذا به بدن فشار مي آورد و قوه ي وهميه قوي مي شد ، وقتي قوه وهميه قوي شد انسان هر چه را انتظار دارد مي سازد ، آنقدر هم شديد مي سازد که از آن تاثير مي گيرد . طرف مي گويد خودم ديدم در جنگل که بودم از لابلاي درخت ها يک مرتبه کسي آمد و شروع کرد به زدن من ، و اين هم جاي مشت او ، و واقعاً به اندازه جاي مشت صورت او ورم کرده است ، شما مي مانيد که آخر اينجا جايي نيست که کسي پنهان شده باشد و بعد هم بيايد اين بنده خدا را کتک بزند . غافل از اينکه او در آن تنهايي با رشد خيالات ، از خودش کتک خورده ، منِ او آنقدر قدرت دارد که به اين شکل بر بدن او تاثير بگذارد . در حالي که ما اين تاثيرات را به پاي انسان يا جني مي گذاريم . (4) البته نمي خواهم وجود جن را رد کنم ، فعلاً مي خواهيم نقش قواي نفس روشن شود ، تا آرام آرام برسيم به جايگاه جن و ملک و سحر . موقعي که طرف از خيالات خود تاثير مي گيرد آنقدر به خيال خود اجازه ي رشد داده است که آن خيال مي تواند روي بدنش او تاثير گذارد . حتماً شنيده ايد طرف خواب رفيقش را ديد که صحراي محشر است رفيقي که در جهنم بود ، جلو او را گرفت که يک ريال از او طلبکار هستم بده و گر نه نمي گذارم از پل صراط به سوي بهشت رد شوي ، گفت اينجا که پول ندارم ، گفت پس بگذار براي اينکه يک کمي خنک شوم انگشتم را روي بدنت بگذارم ، از سوز تماس انگشت او روي بدنش فرياد کشيد و بيدار شد ، ديد راستي راستي آن جاي بدنش زخم شده است و به شدت مي سوزد . آري خيال طرف ، به عالم قيامت سير کرد و تحت تاثير آن عالم قرار گرفت و آن تاثير را به بدن منتقل کرد . بدن او که به قيامت نرفت ، بدنش در رختخواب خوابيده بود ، روحش به قيامت رفت و از آن عالم متاثر شد ولي بدنش زخم شد .

در فرانسه براي اينکه ثابت کنند روان انسان بر بدنش تاثير مي گذارد در محکمه و در جلو زنداني مجازات او را اين چنين قرار دادند که بايد آهن گداخته اي را روي دستش بگذارند ، براي اجراي حکم در زندان و جلوي فرد زنداني کوره اي حرارت زا آوردند و ميله اي را هم در کوره گذاشتند تا خوب داغ و قرمز شد ، دست هاي فرد زنداني را همان طور که نگاه مي کرد به تخت بستند ، و پس از آن چشمش را بستند ـ بنده ي خدا در ذهن خود تصور مي کرد که مي خواهند آهن قرمز را روي دستش بگذارند ـ بعد ميله آهن قرمز را نزديک دستش آوردند ، ولي يک ميله ي آهن سرد را روي دستش گذاشتند ، يک دفعه فرياد زد ، سوختم و بعد هم دستش تاول زد . از اين طريق تاثير روان بر بدن را نشان دادند .

تأثير روان بر جسم :

ابن سينا بحث بسيار خوبي دارد که ما در جاي ديگر به طور مفصل عرض کرده ايم.(5) مي گويد تخته اي با عرض يک موزائيک وطول مثلاً ده متر را بر سطح زمين قرار دهيد و به يک نفر انسان عادي بگوييد بر روي آن حرکت کن، امکان اينکه پايش از روي تخته جدا شود بسيار بسيار کم است. ولي اگر همين تخته را بر روي ارتفاع چهار متري قرار دهيد، به طوري که زير آن تخته خالي باشد و آن شخص بخواهد روي آن حرکت کند، امکان سقوط آن بسيار بيشتر است. زيرا درحالت دوم تصور افتادن در او قوي تر است گاهي آنقدر آن تصور شديد مي شود که طرف گمان مي کند سقوط واقع شد و لذا بدن خود را مطابق آن سقوط تغير حالت مي دهد و در نتيجه سقوط مي کند. يعني اول در ذهن خود افتادن را تصور کرد ، و سپس به ماهيچه هايش عکس العملي مطابق سقوط کردن را دستور داد و در نتيجه به جهت حرکت ماهيچه ها سقوط کرد . در صورتي که در حالت عادي عکس آن واقع مي شود ، يعني اول ماهيچه ها توان مقاومت ندارند و سپس طرف سقوط مي کند . ابن سينا با اين حرفش ، نکته ي مهمي را متذکر مي شود . حتماً شنيده ايد که او يک پزشک بزرگ است ، او مي فهمد که بسياري از بيماري ها را اول روح پذيرفته است که بيمار شود بعد آن را به بدنش تحميل مي کند ، در واقع به بدنش مي گويد چرا بيمار نمي شوي؟

عين قاعده فوق را در بقيه مسائل روحي و خيالي مي توانيد مشاهده کنيد . فارابي و محي الدين و امثال آنها ميگويند اگر کسي قاعده خيال را بشناسد بسياري از اسرار تفکر برايش حل و روشن مي شود و مي بيند نقش خيال تا کجاها گسترش دارد و روح ما با قدرت فوق العاده اي که دارد ، چگونه بر جسم ما تاثير مي گذارد .

با توجه به قدرت فوق العاده ي روح ، اگر اين روح ، الهي شود با چنين توان و استعدادي مي تواند نه تنها در بدن خود بلکه در خارج از بدن خود نيز موثر باشد . خدا به هيچ وجه دشمن ما نيست ، دوست ماست ، روحي که از خدا نور بگيرد روي جسم هم که اثر گذارد تاثيرش موجب متعادل شدن جسم مي شود ، مضافاً اينکه آن روح ، روحي مي شود داراي حکمت و بصيرت . اگر روح از خداي حکيم بصير عليم محبوب تاثير نگيرد ، از خيالات و وهميات شيطاني تاثير مي گيرد و در نتيجه ميل هاي غير متعادل در آن سر بر مي آورد و همان ميل ها را به بدن خود نيز سرايت مي دهد .

روح اگر از ملک تاثير بگيرد مثل آنها « عباد مکرم » مي شود ، اما اگر انسان دريچه ي روح خود را به سوي وسوسه باز کرد ، شيطان داخل مي شود ، وقتي شيطان آمد ، بستگي دارد که شما چطور دعوتش کنيد اگر کم دعوتش کنيد ، و نور ملائکه را به کلي در خود خاموش نکرده باشيد جنگ بين ملک و شيطان در جان شما شروع مي شود ، گاهي غلبه با آن است و گاهي غلبه با اين (6) مثلاً ملک به قلب الهام مي کند که خدا انسان را تنها نمي گذارد ، به خدا توکل کن و اضطراب به خود راه نده . چيزي نمي گذرد شيطان مي آيد و وسوسه مي کند که نه آقا اگر دير بجنبي بدبخت مي شوي ، با رشوه هم که شده بايد اين کار را بکني . باز ملک با الهاماتش به دادمان مي رسد و باز شيطان با وسوسه هايش فکر ما را به دست مي گيرد و همين طور جنگ بين ملک و شيطان هست تا اينکه يا قلب ملکي مي شود يا شيطاني . عموماً از چهل سال به بعد تکليف آدم ها معلوم مي شود . انسان بيشتر ميدان را به شيطان داده ، اينقدر او جلو مي آيد تا تمام قلب را شيطاني کند . حالا که تمام قلب انسان شيطاني شد ، ديگر خودش را کاملاً در اختيار شيطان مي گذارد ، که کار جادوگران حرفه اي از اين قرار است . از اين رو جادوگري حرام است چون جادوگران حرفه اي از اين قرار است . از اين رو جادوگري حرام است چون جادوگر کارهايي مي کند که شيطان به کمکش بيايد و در همين رابطه مجبور مي شود به هر پستي و رذالتي تن دهد . يکي ا زهمين ها که عجيب هم زحمت کشيده بود چندين سال رفته بود آمريکا از جادوگران آمريکايي درس گرفته بود بعد هم رفته بود شيراز به قول خودش چهار سال هم در شيراز آموزش ديده بود ، آنقدر ظاهرش خراب بود که نگاهش هم که ميکردي شيطنت را در نگاهش مي ديدي و اذيت مي شدي . استاد شيرازي اش که يک خانم بوده به او دستور داده بود بايد مدتي خون بخوري و در مدفوع خود بنشيني ـ تا روحش پست شود و بتواند با شيطان ها مرتبط گردد ـ شهيد مطهري « رحمه الله عليه » در تفسير سوره ي جن مي فرمايند : روي هم رفته جنيان نسبت به انسان ها در درجه ي وجودي پايين تري هستند . حال شما حساب کنيد شيطان ها که از جنيان پست هستند چه اندازه پايين مي باشند و براي ارتباط با آنها چقدر بايد روح را پست کرد .

پی نوشت‌ها:

4) عين اين حالت در رابطه با عقيده به « بختک » مطرح است که شخص با پيش فرض هايي که دارد در شرايط جسمي ، روحي خاصي که ذهن او بيشتر تحت تاثير خيالاتش مي باشد ، تصور مي کند موجودي بر روي او افتاده است و به او فشار مي آورد ، بدون آنکه بختک واقعيت خارجي داشته باشد .

5) به قسمت سوال و جواب هاي کتاب « علل تزلزل تمدن غرب » وي را به نوشتار « شيعه و تمدن زايي » از همين نويسنده رجوع شود .

6) براي تحقيق بيشتر در رابطه با جنگ بين ملک و شيطان به کتاب « هدف حيات زميني آدم » از همين نويسنده ، جلسات 15 تا 19 رجوع فرمائيد .

منبع: کتاب « جایگاه جن ، شیطان و جادوگر در عالم »