چگونگی احضار روح                                                                                                 

نويسنده : استاد اصغر طاهرزاده

سحر ، حرکتي به سوي باطل :

قرآن در رابطه با ارزش کار ساحران مي فرمايد : « ويتعلمون ما يضرهم و لا ينفهم » (19) آنهايي که سحر آموزش مي دهند ، چيزي را آموزش مي دهند که ضرر به آنها مي رساند ولي نفعي براي آنها ندارد . سحر نه براي ساحر هيچ فايده اي دارد ، نه براي کسي که به ظاهر به او کمک مي کنند تا از طريق سحر از خطرات رهايي يابد ، بلکه ضرر مي رساند بدون هيچ نفعي . چون سراسرش رفتن در مسير باطل است ، تمام تلاش آنها در نهايت بي ثمر خواهد بود . معاويه بسيار تلاش کرد تا پسرش يزيد وليعهد شود . يکي از کارهايش اين بود که امام حسن « عليه السلام » را زهر خوراند و شهيد کرد تا مانعي در راه ولايتعهدي پسرش در بين نباشد ، نتيجه اش اين شد که دست پسرش را به خون امام حسين « عليه السلام » آلوده کرد . بايد همواره متوجه باشيم کار باطل اگر ظاهرش هم زيبا جلوه کند و انسان احساس کند دارد موفق مي شود و در نهايت رسوايي و بي ثمري پيش مي آورد . نگوييد اين جادوگر خيلي زرنگ است و کارها را خوب پيش بيني مي کند ، فرض ميگيريم زرنگي اش در حد معاويه باشد ، نتيجه چه مي شود ؟ به قرآن توجه کنيد که مي فرمايد : سحر به خودي خود هيچ نفعي ندارد . حالا موضوع گناهي که انسان با رجوع به ساحر مرتکب مي شود بحث ديگري است . قرآن در رابطه با شراب و قمار مي فرمايد : « يسالونک عن الخمر و الميسر قب فيهما اثم کبير و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما ... » (20) ؛ درباره ي شراب و قمار از تو مي پرسند بگو در آن دو گناهي بزرگ و سودهايي براي مردم است ولي گناهشان از سودشان بزرگ تر است .

مي فرمايد درست است که مشروب بد و حرام است اما نفع هم دارد با اين همه گناه آن از نفع آن بيشتر است . اما راجع به سحر مي گويد يک ذره هم نفع ندارد . از اين آيه مي فهميم حالا که سحر هيچ فايده اي ندارد بهتر است انسان سحر نداند . حال اگر من بروم عمرم را جهت آموزش اين کار بي ثمر تمام کنم ، در قيامت بايد جواب بدهم . از طرفي با توجه به اينکه قرآن مي فرمايد آموزش سحر ، آموزش چيزي است که هيچ نفعي ندارد و ضرر دارد ، اگر جادوگر ، جادوگر واقعي هم باشد و به واقع از طريق جنينان سر به سر ما بگذارد ، کاري نمي تواند بکند ، چه رسد که اکثر مدعيان سحر ، هيچ جني در اختيار ندارند و عموماً افکاري را به خيالات ما القاء مي کنند ، مثل همان کتکي که طرف از جنيان مي خورد و در واقع از خيالات خود کتک مي خورد . با اين همه اگر اراده کنند که سر به سر ما بگذارند ، به اذن خدايي است که فرمود : آنها به خودي خود قدرت هيچ نفع و ضرري ندارند ، چشم زدن نيز در همين راستا است . امام حسن « عليه السلام» مي فرمايند : دواي چشم زخم اين است که آدمي اين آيه را بخواند : « و ان يکادالذين کفروا ليزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و يقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمين (21) » (22) که بحث آن گذشت .

چگونگي احضار روح :

در بحث احضار روح هم موضوع بايد درست بررسي شود ، چون در واقع در احضار روح ، روحي احضار نمي شود و پاي شيطان در ميان است . حتي همان هايي که به گفته ي خودشان احضار روح مي کنند ، مي گويند ؛ ابتدا مي گوييم خودت را معرفي کن اگر معرفي نکرد مي فهميم شيطان آمده است ، بساط را جمع مي کنيم ، چون کار خطرناک مي شود .

يکي از همين افراد مي گفت با اينکه در عمليات احضار روح ، روحي که آمد خود را معرفي نکرد ، باز هوس کردم ادامه دادم ، به قول خودش طوري دست آنها افتاده بود که به راحتي در جسم و روحش تصرف ها مي کردند ، مي گفت : يک مرتبه کيفي را که دستم بود آن قدر سنگين مي کردند که نمي توانستم از زمين بلند کنم ، يا مي گفت وسط جمعيت قلقلکم مي کردند و موجب آبروريزي مي شدند . مي گفتند بايد بروي زباله داني ها را تميز کني و شده بودم يک آدم خُل و چِل . مي گفت : مي خواستم غذا بخورم هنوز دو لقمه نخورده بودم مي گفتند پاشو برو غذاها را بيانداز توي سطل زباله ، و خلاصه از او يک آدم اين چنيني ساخته بودند . چه کسي شروع کرد ؟ جز اينکه خودش به آنها ميدان داد ؟ ولي چون آدم خوبي بود و خداوند مي خواست فقط او را تنبيه کند ، يک مرتبه رفته بود خدمت يکي از علماء سادات ، ناخودآگاه شروع کرده بود قضيه اش را براي آن آقا تعريف کند آن عالم هم به نور علم و سيادتش تاثير لازم را مي گذارد و او را در پناه خود مي گيرد . مي گفت : در حيني که در خدمت آن آقا بودم داد مي زند پاشو بيا بيرون . آن عالم آن شب هم او را نگه داشت تا صُور ذهينه او از تاثير آنها آزاد شود و به لطف الهي نجات يافت . با اين همه تا مدتها مشکل داشت به طوري که ظاهرش هم ديگر ظاهر انسان هاي معمولي نبود .

بايد در رابطه با احضار روح با هوشياري بيشتري تامل بفرمائيد ، حال چه آن روح خود را معرفي کند و چه نکند ، فرق نمي کند ، در هر حال حضور شيطان در ميان است ، با اين تفاوت که ابتدا ميان حضور خود را در ما امتحان مي کند و سپس وارد مي شود .

ممکن است در احضار روح اراده کنيد مثلاً روح پدربزرگتان حاضر شود و شما سوال کنيد اگر پدر بزرگ من هستي بگو چند پسر و چند دختر داشتي ، و او هم همه را درست بگويد و شما فکر کنيد پس واقعاً روح پدربزرگتان است که حاضر شده ، در حالي که شيطان است و او مي داند پدربزرگ شما چند فرزند داشته ، همان طور که همين حالا شيطان ناظر اعمال ما است و کارهاي ما را زير نظر دارد . (23)

ممکن است از روحي که احضار کرده ايد سوال کنيد آنجا چه خبر و او هم شروع کند از واقعيات برزخ و قيامت براي شما بگويد ، و شما تصور کنيد چون شيطان از برزخ و قيامت سخن نمي گويد پس بايد آن روح ، يک روح واقعي باشد که احضار دشه است . در حالي که شيطان به وضع شما نگاه مي کند ، اگر ديد از طريق باورهاي مذهبي مي تواند شما را به خودش مشغول کند همان طريق را دنبال مي کند ، مهم آن است که شما را مشغول همين چيزها بکند . به فرمايش آيت الله دستغيب « رحمه الله عليه» ؛ « گاهي شيطان براي مشغول کردن ما در دل ما وسوسه مي کند که کتابي در رد شيطان بنويسيم » (24)

عمده آن است که متوجه باشيم هيچ روحي اذن ندارد که با طرفندهايي مثل احضار روح ، از آن عالم به طرف ما بيايد هر کس آن دنيا مشغول اعمال خودش مي باشد ، مگر آنکه خداوند به او اذن دهد تا با ما ارتباط پيدا کند و آن هم ربطي به کارهايي مثل عمليات احضار روح ندارد .

چون در احضار روح گرفتار شيطان مي شويم به ما فرموده اند حرام است و موجب از بين رفتن فرصت هايي است که مي توان در آن فرصت ها به معارف عاليه و اخلاق حسنه دست پيدا کرد .

موضوع مديوم يا واسطه با احضار روح متفاوت است در مديوم به روحي که آماده سير در عالم غيب است گفته مي شود به آن عالم سير کند و از عوالم غيب خبرهايي بياورد که اين ربطي به احضار روح ندارد ، هر چند ناممکن است اين عمل را هم تحت عنوان احضار روح به شمار آورند ولي اين غير از احضار روحي است که امروزه با روش هايي خاص مثل ميز احضار روح يا استکان انجام مي دهند . علامه حسيني تهراني در کتاب معادشناسي مي فرمايد : برادر علامه طباطبايي « رحمه الله عليه » يک شاگردي داشتند که در نزدشان فلسفه مي خواند و مي توانست با ارواح بسياري از علماء ارتباط برقرار کند و داستان هايي از ارتباط او با علماء نقل مي کنند . (25)

... ادامه دارد.

پی نوشت‌ها:

19) سوره ي بقره ، آيه ي 102

20) سوره ي بقره ، آيه ي 219

21) سوره ي قلم ، آيه ي 51

22) جامع الأخبار ، ص 157

23) قرآن در آيه ي 27 سوره ي اعراف مي فرمايد : « شيطان و قبيله ي او شما را از جايي مي بينند که شما آنها را نمي بيند» .

24) « استعاذه » آيت الله دستغيب ، ص 24

25) « معاد شناسي » ، آيت الله حسيني تهراني ، ج 1 ، ص 182

منبع: کتاب « جایگاه جن ، شیطان و جادوگر در عالم »