سحر و جادو و تعريف انواع آن

 

سحر، ظاهرنمودن امري است كه بر خلاف جريان عادي در عالم طبيعي باشد كه اصطلاحا به آن خرق عادت مي گويند. در لغت به معناي هر كاري است كه براي پي بردن به چگونگي آن بايد دقت زيادي به كار برد. واژه سحر بيش از 50 بار به معاني دانش، دروغ، چشم بندي، ديوانگي و رويگرداني از حق در قرآن كريم به كار رفته است.

با توجه به برخي مسلمات علمي، سحر بر سه نوع است كه دو نوع آن در قرآن آمده است و نوع سوم را علما با كسب شرايطي مانند انواع ذكرشده در قرآن دانسته اند:

 

۱- سحر مؤثر:

سحري كه در ميان يهود متداول بوده اما آن را به حضرت سليمان، عليه السلام، نسبت مي دادند، چون مي پنداشتند كه سليمان، عليه السلام، آن ملك و سلطنت و آن تسخير جن و انس و حيوانات و پرندگان را به وسيله جادو فراهم مي كند. از امام محمد باقر، عليه السلام، روايت شده است كه چون سليمان از دنيا رفت ابليس سحر و جادو را درست كرد و كفار گفتند: عجب، پس تسلط سليمان بر موجودات به دليل داشتن سحر و جادو بوده اما مؤمنين گفتند: نه، سلطنت سليمان از ناحيه خدا و او پيامبر خدا بوده است.

 

۲- سحر تخييلي:

ساحر پديده اي را در نگاه و خيال ما غيرواقعي جلوه مي دهد. مانند ساحران زمان حضرت موسي ، عليه السلام، كه به او گفتند: اي موسي! يا(آن است كه) تو (عصا را) بيفكني يا آنكه ما نخستين كسي باشيم كه افكند. (موسي) گفت: شما بيفكنيد. پس ناگهان ريسمانها و عصاهايشان از سحر آنان در (نظر) موسي چنان نمودار شد كه جنب و جوش دارد».

 

۳- سحر شيميايي:

در چنين سحري با برخي از مواد شيميايي تغييراتي را در اشياء مختلف به وجود مي آورند كه براي بيننده، غيرعادي جلوه مي كند. چنانكه اگر تخم مرغ را براي مدتي در سركه بگذاريم پوست آن حالتي مي يابد كه مي توان آن را در هر مايعي كه نمي توان در حالت عادي در درون آن قرار داد فرو برد. آنگاه بر روي آن آب سرد ريخت تا به حالت عادي برگردد.

البته سحر و جادو با شعبده كه يك نوع چشم بندي و تصرف در ديد افراد است، تفاوت دارد. شعبده با استفاده از سرعت حركت اعضاي بدن و بخصوص دست انجام مي شود. اما سحر با وسايل غيرعادي و با مقدمات غيرطبيعي انجام مي شود.

 

۴. فرق بين معجزه و سحر:

۱- معجزه از طرف خداي رحمان و براي تصديق نبوت رسولان ارايه مي شود اما سحر از طرف شيطان و ايادي اوست.

۲- معجزه آموختني و قابل يادگيري نيست و به مجرد طلب نمودن آن فورا از جانب پيغمبر و به اذن خداوند حاصل مي شود ولي سحر آموختني است و ساحر در نشان دادن سحر خود محتاج به اعمال مخصوص از قبيل تسخير جن و شيطان و مصرف انواع طلسمات، طعامهاي خاص و داروهاي معدني است كه موجب ازبين رفتن عقل و انحراف حواس است. چنانكه در نزد اهل سحر متداول است كه به وسيله نوشيدن فنجان قهوه يا چاي و امثال آن در حواس انسان تصرف مي نمايند و امور عجيب را در نظر جلوه مي دهند.

۳- زمان و مكان هيچ دخالتي در معجزه ندارد بلكه پيغمبر در هر زمان و مكاني كه باشد مي تواند از خداوند آن را بخواهد و آنچه كه مي آورد با آنچه كه مردم طلب كرده اند، دقيقا مطابق است ولي سحر محدود به زمان و مكان مخصوص است و محدود به اموري است كه ساحر اراده مي نمايد نه آنچه از او طلب مي كنند. در آيات آخر سوره لقمان آمده است كه غيب اختصاص به خداوند دارد و هيچ كس را بر آن اطلاعي نيست و هر يك از انبياء چنانچه حق تعالي اذن داده به مدد وحي و الهام به اين غيب آگاه شده اند و منجمان و پيشگويان و آنهايي كه از طريق رياضت و تسخير جن، خبرهايي مي دهند، به غيب خداوند و امور جزئي و عوالم مافوق اين عالم راهي ندارند و فقط از برخي امور كلي كه در اين عالم رخ مي دهد خبر مي دهند و اطلاعات آنها ناقص است و مبناي صحيحي ندارد كه بتوان بر قول آنها اعتماد نمود و اكثرا در كار خود خطا مي كنند.

۴- معجزات پيامبران با مبارزه طلبي همراه است و تا كنون كسي نتوانسته است با آنها مقابله كند. چنانكه خداوند، قرآن را معجزه بزرگ پيغمبر خود قرار داد كه اگر تمام افراد بشر هم جمع شوند قادر نيستند حتي يك آيه مانند آن را بياورند ولي سحر و جادو تكرارپذير است و با معجزات انبياء تفاوت دارد چنانكه نه از پيامبران جادو بر مي آيد و نه ساحران خواهند توانست معجزه اي در ميان آورند و انتساب صفاتي چون ساحر و جادوگر به پيامبران خدا، خاصه به نبي اكرم، صلّي اللّه عليه وآله، و تهمت به ايشان و ائمه اطهار، عليهم السلام، در حكم تهمت به خداست.

 

۵. حكم اسلام درباره سحر و جادو:

همه فرقه هاي مسلمان، سحر را از گناهان كبيره و در مواردي با استناد به آيات قرآن ممنوع و كفر دانسته اند. از حضرت علي، عليه السلام، روايت شده: «سحركننده مانند كافر به خداوند است». از امام صادق، عليه السلام، روايت شده: «حد ساحر و جادوگر يك ضربه شمشير بر سرش است». و رسول خدا، صلّي اللّه عليه وآله، فرموده اند: «شهادت دو شاهد عادل حكم بر حلال بودن خون جادوگر است». همچنين از امور مرتبط با سحر يكي انجام تردستي است كه اگر مايه فريب مردم نباشد اشكالي ندارد اما اگر براي نيت سوئي مورد استفاده قرار گيرد، حرام است و ديگر احضار روح است كه بيشتر مراجع آن را حرام دانسته اند. البته اينكه عالمي وراي عالم ما وجود دارد چيزي نيست كه در تعاليم اسلامي مورد ترديد قرار گرفته باشد حتي در مورد اينكه موجوداتي غير انساني مانند جن در عالم حيات دارند نيز شكي وجود ندارد اما اينكه عده اي فرصت طلب و سودجو كه فسادهاي اخلاقي در آنان آشكار است ادعاي رابطه با عالم ديگر را داشته باشند و از اين راه به كسب درآمد بپردازند و دههابار در طول يك روز قادر باشند چنين ارتباطي را برقرار كنند امري است كه براي هيچ عاقلي پذيرفتني نيست. يكي از محققان اروپايي درباره جادوگري مي نويسد: «اگر آدميان قواعد مشخصي براي اداره تمام امور زندگي خود داشتند هرگز به خرافات روي نمي آوردند». ديگري مي گويد: «امروزه در غرب جادوگرها بيشتر به صفحات كتابهاي داستاني كودكان سپرده شده اند» و نويسنده اي هم عنوان مي كند: «كساني كه در جامعه ما به جادوگري متوسل مي شوند آنهايي هستند كه شديدا احساس درماندگي مي كنند». لذا در اسلام گفته شده است كه به اين گونه افراد كه پيشگويي مي كنند مراجعه نكنيم و به گفته هاي آنان ترتيب اثر ندهيم، بلكه در جميع امور توكل و ايمان به پروردگار داشته باشيم و براي رفع بلايا به درگاه خالق يكتا دعا كنيم و صدقه بدهيم.