۱۰+۱ توصيه براي زندگي زناشويي


                                                                
  


 
توصيه به زوج هاي جوان اين است که زياد سخت نگيرد. هيچ گاه به خود اجازه ندهيد که فکر طلاق به ذهن تان خطور کند. حتي در بحراني ترين لحظات زندگي و در اوج کشمش ها و اختلاف هاي زناشويي، طلاق تنها راه حل نيست. مطمئن باشيد که پس از طلاق، مشکلات و سختي هاي زيادي انتظارتان را مي کشد. هر يک از نکات زير مي تواند زندگي زناشويي را به بن بست بکشاند:

1- تعهد بيش از اندازه و خستگي جسمي و روحي:
 

اين مشکل براي زوج هاي جواني که در مدرسه يا دانشگاه تحصيل مي کنند يا تازه در جايي استخدام شده اند، بيشتر به چشم مي خورد. بسياري از زوج هاي جواني که با اين سختي ها روبه رو مي شوند، پس از آن که ازدواج شان با شکست مواجه شد، با تعجب از خود مي پرسند: «چرا چنين اتفاقي افتاد؟» مسووليت و مشغله زياد باعث مي شود که زن و شوهر فرصت کمي براي همديگر داشته باشند و بنابراين فاصله آنها روز به روز افزايش مي يابد و زماني مي رسد که براي هم مثل دو غريبه هستند. پس سعي کنيد در اوايل ازدواج، براي خود، کار و دردسر نتراشيد و وقت بيشتري را با هم بگذاريند تا همديگر را بيشتر بشناسيد.

2- صورت حساب هاي بالا:
 

اجناس مصرفي خود را با پول نقد خريداري کنيد، در غير اين صورت آنها را به صورت قسطي نخريد. تمام پول تان را براي خريد خانه يا اتومبيل که استطاعت خريد آن را داريد خرج نکنيد. هميشه مقداري از پول تان را براي روز مبادا پس انداز کنيد و با آن به سفره هاي کوتاه برويد و اگر صاحب فرزندي هستيد، آن را براي مواقع ضروري کنار بگذاريد. سعي کنيد درآمدتان را عاقلانه و درست خرج کنيد.

3- خودپسندي:
 

در جهان دو گروه از مردم وجود دارند؛ افراد بخشنده و افراد گيرنده. ازدواج دو نفر بخشنده مي تواند يک مساله رضايت بخش و خوشايند براي هر دو طرف باشد. بين دو نفر بخشنده و گيرنده هميشه اصطکاک وجود دارد، اما دو نفر گيرنده در عرض شش هفته زندگي مشترک، به جان هم مي افتند و دمار از زندگي هم در مي آورند. خودپسندي و خودخواهي، ازدواج را به ورطه نابودي مي کشاند.

4- دخالت والدين:
 

اگر زن يا شوهر به طور کامل از والدين شان جدا نشوند، احتمال بروز مشکل در زندگي زناشويي آنها وجود خواهد داشت. بعضي از والدين دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج از آنها دور شود و ترجيح مي دهند که در کنارشان زندگي کند. آنها به اين مساله توجه ندارند که در اين صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگي مشترک فرزندشان شوند.

5- توقعات زياد و بيجا:
 

بسياري از زوجين انتظار دارند که پس از ازدواج وارد يک سرزمين پر از شادي و خوشبختي شوند. آنها هميشه روياي قصر پريان را در سر مي پرورانند، غافل از اين که گاهي اوقات در زندگي زناشويي مشکلاتي پيش مي آيد که عرصه زندگي آنها را تنگ مي کند.

6- بحث و جدل:
 

سخن ما با کساني است که فضاي خانه را با بحث و دعواهاي خود مسموم مي کنند و باعث رنجش و نگراني طرف مقابل خود مي شوند و او را از ادامه زندگي مشترک دلسرد مي کنند. بدبيني و حسادت، يکي از علل ايجاد جر و بحث زوجين است و خودبيني عامل ديگري که باعث آزار رساندن به طرف مقابل مي شود.

7- اعتياد:
 

اعتياد نه تنها باعث از هم پاشيدن زندگي مشترک مي شود، بلکه فرد را نيز از بين مي برد. هميشه از مواد مخدر و مشروبات الکلي دوري کنيد.

8- خيانت و بي وفايي نسبت به همسر:
 

ازدواج، پيمان و تعهد بين دو نفر است و آنها را متعهد مي سازد که تا آخر عمر به هم وفادار بماند و در غم و شادي هاي زندگي، شريک يکديگر باشند. متاسفانه بعضي از همسران به اين تعهد پايدار نمي مانند و پس از مدتي از جاده درستي منحرف مي شوند و به همسرشان خيانت مي کنند و با اين کار کتاب زندگي مشترک شان را براي هميشه مي بندند.

9- شکست در کار و تجارت:
 

اين به خصوص در مردان بسيار به چشم مي خورد. اضطراب و نگراني که به دنبال اين شکست ايجاد مي شود، باعث آشفته شدن کانون خانواده مي شود.

10- موفقيت در تجارت و کسب و کار:
 

شايد خطر موفق شدن در تجارت يا به اصطلاح يک شبه پولدار شدن، بيشتر از شکست در تجارت باشد. گاهي اوقات ثروت يکباره اي که به طرف خانواده ها سرازير مي شود، باعث دور شدن آنها از يکديگر و منجر به مرگ زندگي زندگي مشترک مي شود.

1+10- ازدواج در سنين پايين:
 

آمار طلاق بين دختراني که در سنين 17-14 سالگي ازدواج مي کنند، دو برابر بيشتر از دختراني است که در سنين 19-18 سالگي ازدواج مي کنند و نيز کساني که در سنين 18-19 سالگي ازدواج مي کنند، 1/5 برابر بيشتر از کساني که در سنين 20 سالگي پيمان زناشويي مي بندند، به دادگاه هاي طلاق قدم مي گذارند.
اين آمار نشان مي دهد که فشار ناشي از اضطراب و هيجان هاي دوران نوجواني با مشکلات زندگي مشترک درهم مي آميزد و خيلي زود زن و شوهر را به پاي ميز طلاق مي کشاند.
منبع:کوچه ما شماره 7.